مدح و مرثیۀ حضرت زهرا سلاماللهعلیها ( مصائب کوچه )
کیستم من خاک پای حضرت خیرالنساء میشنـاسـندم گـدای حضرت خیر النساء هرچه دارم از سر لطف و نگاه یافاطمهست هرچه که دارم فدای حضرت خیرالنساء میرسد مادر به داد بچههایش روز حشر آه، مائـیم و عـطای حـضرت خیرالنساء سورههای عشق را گر بنگری با چشم دل حک شده آیـه به آیه حضرت خیرالنساء کیست او آنکه رسـول الله شد دلـدادهاش ناسزا نَبْوَد سـزای حـضرت خـیرالنساء میکشد ما را غم فِضّه خُـذینی گـفـتـنش میکشد ما را عزای حضرت خیرالنساء گفت تا عَجِّلْ وَفاتی، مرتضی بیتاب شد کشته ما را این دعای حضرت خیرالنساء هرکه هرچه داشت همراه خودش آورده بود کوچه شد کرب و بلای حضرت خیر النساء |